تبليغاتX
کلبه علی - چشم به راه
شعر و عکس و موسیقی و دانلود

آرزويي است مرا در دل

كه روان سوزد و جان كاهد

هر دم آن مرد هوسران را

با غم و اشك و فغان خواهد

 

 

بخدا در دل و جانم نيست

هيچ جز حسرت ديدارش

سوختم از غم و كي باشد

غم من مايه ي آزارش

 

 

شب در اعماق سياهي ها

مه چو در هاله ي راز آيد

نگران ديده به ره دارم

شايد آن گمشده باز آيد

 

 

سايه اي تا كه به در افتد

من هراسان بدوم بر در

چون شتابان گذرد سايه

خيره گردم به در ديگر

 

 

همه شب در دل اين بستر

جانم آن گمشده را جويد

زين همه كوشش بي حاصل

عقل سر گشته به من گويد

 

 

زن بدبخت دل افسرده

ببر از ياد دمي او را

اين خطا بود كه ره دادي

به دل آن عاشق بدخورا

 

 

آن كسي را كه تو مي جويي

كي خيال تو بسر دارد

بس كن اين ناله و زاري را

بس كن او يار دگر دارد

 

 

ليكن اين قصه كه مي گويد

كي بنرمي رودم در گوش

نشود هيچ ز افسونش

آتش حسرت من خاموش

 

 

مي روم تا كه عيان سازم

راز اين خواهش سوزان را

نتوانم كه برم از ياد

هرگز آن مرد هوسران را

 

 

شمع اي شمع چه مي خندي ؟

به شب تيره ي خاموشم

بخدا مردم از اين حسرت

كه چرا نيست در ...

 

                                        فروغ فرخزاد

 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
امیدوارم این وبلاگ مورد پسند تو دوست عزیز باشد و با نظر خود کلبه ما را روشن و منور کنید

با تشکر از شما دوست عزیز علی......

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar