تبليغاتX
کلبه علی - آيينه شكسته (شعر )
شعر و عکس و موسیقی و دانلود

آيينه شكسته

ديروز به ياد تو و آن عشق دل انگيز

بر پيكر خود پيرهن سبز نمودم

در آيينه بر صورت خود خيره شدم باز

بند از سر گيسويم آهسته گشودم

عطر آوردم بر سر و بر سينه فشاندم

چشمانم را نازكنان سرمه كشاندم

فشان كردم زلفم را بر سر شانه

در كنج لبم خالي آهسته نشاندم

گفتم به خود آنگاه صد افسوس

كه او نيست

تا مات شود زين همه افسونگري و ناز

چون پيرهن سبز ببيند به تن من

با خنده بگويد كه چه زيبا شده اي باز

او نيست كه در مردمك چشم سياهم

تا خيره شود عكس رخ خويش ببيند

اين گيسوي افشان به چه كار آيدم امشب

كو پنجه ي او تا كه در آن خانه گزيند

من خيره به آيينه و او گوش به من داشت

گفتم كه چسان حل كني اين مشكل ما را

بشكست و فغان كردكه از شرح غم خويش

اي زن ، چه بگويم ، كه شكستني دل ما را

                               

                       فروغ فرخزاد    

 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
امیدوارم این وبلاگ مورد پسند تو دوست عزیز باشد و با نظر خود کلبه ما را روشن و منور کنید

با تشکر از شما دوست عزیز علی......

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar