![]() |
![]() |
|
| شعر و عکس و موسیقی و دانلود |
|
نه پيغامي نه پيك آشنايي نه در چشمي نگاه فتنه سازي نه آهنگ پر از موج صدايي
ز شهر نور و عشق و درد و ظلمت سحر گاهي زني دامن كشان رفت پريشان مرغ ره گم كرده اي بود كه زار و خسته سوي آشيان رفت
كجا كس در قفايش اشك غم ريخت كجا كس با زبانش آشنا بود ندانستند اين بيگانه مردم كه بانگ او طنين ناله ها بود
به چشمي خيره شد شايد بيابد نهانگاه اميد و آرزو را دريغا، آن دوچشم آتش افروز به دامان گناه افكند او را
به او جز از هوس چيزي نگفتند در او جز جلوه ي ظاهر نديدند به هر جا رفت ، در گوشش سرودند كه زن را به هر عشرت آفريدند
شبي در دامني افتاد و ناليد مرو! بگذار در اين واپسين دم ز ديدارت دلم سيراب گردد شبح پنهان شد و در خورد برهم
چرا اميد برعشقي عبث بست ؟ چرا در بستر آغوش او خفت ؟ چرا راز دل ديوانه اش را به گوش عاشقي بيگانه خو گرفت ؟
چرا ؟... او شبنم پاكيزه اي بود كه در دام گل خورشيد افتاد سحر گاهي چو خورشيدش بر آمد به كام تشنه اش لغزيد و جان داد
به جامي باده ي شور افكني بود كه در عشق لباني تشنه مي سوخت چو مي آمد ز ره پيمانه نوشي بقلب جام از شادي مي افروخت
شبي ، نا گه سر آمد انتظارش لبش در كام سوزاني هوس ريخت چرا آن مرد بر جانش غضب كرد ؟ چرا بر ذره هاي جامش آويخت ؟
كنون ، اين او و اين خاموشي سرد نه پيغامي ، نه پيك آشنايي نه در چشمي نگاه فتنه سازي نه آهنگ پراز موج صدايي
امیدوارم لذت ببرید ..........................................؟؟؟؟؟¤¤¤
خواهش مي كنم نظر بدهيد ضرر نمي كنيد
فقط يكبار به ما اعتماد كنيد........................
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 2:3 توسط علی عطایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
امیدوارم این وبلاگ مورد پسند تو دوست عزیز باشد و با نظر خود کلبه ما را روشن و منور کنید
با تشکر از شما دوست عزیز علی...... |
| پیوندهای روزانه |
|
تصاویر زیبا و جالب کلبه علی بانک لینک ایرانیان کلیک کن!! امیدوارم با دانلود این 6 کلیب صوتی با صدای امیر تاجیک طرفدار کلبه علی شوید....... آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|